تبلیغات
ریاضی کده - لبخند
 
ریاضی کده
 
 
سه شنبه 3 مرداد 1391 :: نویسنده : امیر محمد کهوری زاده

i

لطیفه ها(طنزهای)ریاضی

در كلاس ریاضی

معلم به دانش آموز : اگرتو 200 تومن پول داشته باشی و برادرت 50 تومن آن را بردارد ، چه قدر پول برایت می ماند ؟ دانش آموز:‹300 تومن.›
معلم با عصبانیت :‹300تومن؟!)
دانش آموز:‹چون آنقدر گریه می كنم تا پدرم 150 تومان دیگر هم به من بدهد!›

کنصف پرتقال

معلم ریاضی از دانش آموز پرسید :‹‹اگر مادرت به تو بگوید نصف پرتقال را می خواهی یا هشت شانزدهم ، كدامش را انتخاب می كنی ؟››
دانش آموز پاسخ داد:‹‹ نصف پرتقال را !››
معلم
گفت:‹‹ مگر نمی دانی نصف پرتقال با هشت شانزدهم پرتقال یكی است؟››
دانش آموز جواب داد :‹‹ چدا آقا ! می دانیم ، ولی پرتقالی كه شانزده تكه شده باشد ، قابل خوردن نیست.››

خبر بد
پدر به پسرش گفت: (راستی صبح چی می خواستی به من بگی؟
پسر با شرمندگی : نمی خوام شما را بترسونم , ولی امروز صبح معلم ریاضی مان گفت كه از این به بعد هر كسی مساله ریاضی را غلط حل كند , تنبیه می شود)

بی سوادی
پسر به پدرش می گوید : پدرجان چرا بعضی آدمها این طوری حرف می زنند , مثلا می گویند فرش مرش , كتاب متاب , اسباب مسباب ؟
پدر با خونسردی جواب داد : پسرم ! این كار آدمهای بی سواد می سواده!

 

در كلاس ریاضی
معلم : ( مریم ! اگر هم شاگردی ات , سارا , هزار تومان به تو بدهد و دوباره پانصد تومان دیگر هم بدهد , در مجموع چقدر پول خواهی داشت ؟)
در همین موقع سارا با عصبانیت می گوید : اجازه ! ببخشید , از كیسه خلیفه می بخشید ؟!...

روزی از دکارت می پرسند: " چرا دستت شکسته؟"
دکارت میگوید:هییچی..چشمت روز بد نبینه!می خواستم راس سهمی
y=-x^2 رو اندازه بگیرم نمی دونم چی شد که یه دفعه از اون بالا لیز خوردم و افتادم روی خط y=-10!:D

 

یه آقایی میره سبزه فروشی می گه آقا یه لبو بدید که دلتاش منفی باشه!!!!!!!!!!!:d

 

معلم تكلیف یكی از شاگردان رو میبینه كه نوشته:

15 = 2 + 8
25 = 5 + 10
75 = 18 + 35
15 = 5 + 7

بهش میگه : پدرت باید برات معلم بگیره. شاگرده میگه: ولی اجازه آقا اینا رو بابام برام حل كرده. معلمه میپرسه: مگه پدرت چیكاره است؟ پسره میگه: اجازه ! تو چلوكبابی كار میكنه آقا

با اجازه از محضر پر برکت تمامی اساتید رشته ریاضی .

یه آقایی که دکتری رشته ریاضی محض داشته هر چی دنبال کار می گرده بهش کار نمی دن . بعد از کلی تلاش متوجه میشه شهرداری تعداد رفتگر بی سواد استخدام می کنه . خلاصه مرد قصه ما خودش رو معرفی می کنه و مشغول به کار میشه . بعد از 2 - 3 ماه می گن باید همه در کلاسهای نهضت شرکت کنید . این بنده خدا هم شرکت می کنه . یه روز دبیر محترم در کلاس چهارم ایشون رو می بره پای تخته تا مساحت یک متوازی الاضلاع را حساب کنه ، هر چی فکر می کنه یادش نمیاد . توی این فکر بوده که انتگرال بگیره یا نه که می بینه همه دارن داد می زنن : انتگرال بگیر .

نتیجه اخلاقی : دکتری رشته ریاضی رفتگر می شه .

بازهم معذرت می خوام از محضر همه اساتید .

 

 

در كلاس ریاضی: معلم به دانش آموز : اگرتو 200 تومن پول داشته باشی و برادرت 50 تومنآن را بردارد ، چه قدر پول برایت می ماند ؟ دانش آموز:‹300 تومن.› معلم باعصبانیت :‹300تومن؟!) دانش آموز:‹چون آنقدر گریه می كنم تا پدرم 150 تومان دیگرهم به من بدهد!›

نصف پرتقال: معلم ریاضی از دانش آموزپرسید :‹‹اگر مادرت به تو بگوید نصف پرتقال را می خواهی یا هشت شانزدهم ، كدامش راانتخاب می كنی ؟›› دانش آموز پاسخ داد:‹‹ نصف پرتقال را !›› معلم گفت:‹‹ مگر نمی دانی نصف پرتقال با هشت شانزدهم پرتقال یكی است؟›› دانش آموز جواب داد :‹‹چرا آقا ! می دانیم ، ولی پرتقالی كه شانزده تكه شده باشد ، قابل خوردن نیست.››

 خبر بد: پدر به پسرش گفت: (راستی صبح چی میخواستی به من بگی؟ پسر با شرمندگی : نمی خوام شما را بترسونم , ولی امروز صبح معلم ریاضی مان گفت كه از این به بعد هر كسی مساله ریاضی را غلط حل كند , تنبیه میشود)

 بی سوادی: پسر به پدرش می گوید : پدرجان چرا بعضی آدمها این طوری حرف میزنند , مثلا می گویند فرش مرش , كتاب متاب , اسباب مسباب ؟ پدر با خونسردی جوابداد : پسرم ! این كار آدمهای بی سواد می سواده!

در كلاس ریاضی: معلم : ( مریم ! اگر همشاگردی ات , سارا , هزار تومان به تو بدهد و دوباره پانصد تومان دیگر هم بدهد , درمجموع چقدر پول خواهی داشت ؟) در همین موقع سارا با عصبانیت می گوید : اجازه ! ببخشید , از كیسه خلیفه می بخشید ؟ !... __________________ لطیفه ها(طنزهای)ریاضی........

روزی از دکارت می پرسند: " چرا دستت شکسته؟" دکارت میگوید:هییچی..چشمت روز بد نبینه!می خواستم راس سهمی y=-x^2 رو اندازه بگیرم نمیدونم چی شد که یه دفعه از اون بالا لیز خوردم و افتادم روی خط y=-10!

 یه آقایی میره سبزه فروشی می گه آقا یه لبو بدید که دلتاش منفی باشه!!!!!!!!!!!:d

 معلم تكلیف یكی از شاگردان رو میبینه كه نوشته: 15 = 2 + 8 25 = 5 + 10 75 = 18 + 35 15 = 5 + 7 بهش میگه : پدرت باید برات معلم بگیره. شاگرده میگه: ولی اجازه آقا اینا رو بابام برامحل كرده. معلمه میپرسه: مگه پدرت چیكاره است؟ پسره میگه: اجازه ! تو چلوكبابی كارمیكنه آقا

با اجازه از محضر پر برکت تمامی اساتید رشته ریاضی . یه آقایی که دکتری رشته ریاضی محض داشته هر چی دنبال کار می گرده بهش کارنمی دن . بعد از کلی تلاش متوجه میشه شهرداری تعداد رفتگر بی سواد استخدام می کنه . خلاصه مرد قصه ما خودش رو معرفی می کنه و مشغول به کار میشه . بعد از 2 - 3 ماه میگن باید همه در کلاسهای نهضت شرکت کنید . این بنده خدا هم شرکت می کنه . یه روزدبیر محترم در کلاس چهارم ایشون رو می بره پای تخته تا مساحت یک متوازی الاضلاع راحساب کنه ، هر چی فکر می کنه یادش نمیاد . توی این فکر بوده که انتگرال بگیره یا نهکه می بینه همه دارن داد می زنن : انتگرال بگیر . نتیجه اخلاقی : دکتری رشتهریاضی رفتگر می شه . بازهم معذرت می خوام از محضر همه اساتید

 

 

توپ قرمز پلاستیكی

توپ قرمزی را به ریاضی دان ، فیزیك دان و مهندسی می دهند تا حجم آن را تعیین كنند.
ریاضی دان شعاع آن را با خط كش محاسبه می كند.
فیزیك دان توپ را در یك ظرف مدرج آب می اندازد و...
مهندس بعداز كمی فكر:"برم ببینم می تونم جدول حجم توپ های قرمز را پیدا كنم".
 تحقیق در تاریكی

ریاضی دان،فیزیك دان وزیست شناسی برای هدف های تحقیقاتی در اتاقی تاریك زندانی شدند.بعد از یك هفته اتاق را باز كردند.
زیست شناس گفت:"حوصله ام سر رفت یك قوطی را پیدا كردم و به زمین زدم،...."
فیزیك دان:"اتاق را گشتم تا تصویری از هندسه ی اتاق دستم آمد،آن گاه یك استوانه ی فلزی را در عرض 2 و طول 1 پیدا كردم ، با سرعت لازم و به طور عمودی به زمین زدم...."
در نهایت وقتی در سوم را باز كردند صدای ضعیفی به گوش رسید"فرض می كنیم كه
C
یك قوطی كنسرو باز شده است..."

 تعریف

"
" چیست؟
ریاضی دان:" نسبت محیط دایره به قطر آن است"
فیزیك دان:"
برابر است با : 1415927/3 مثبت یا منفی "

مهندس:" تقریبا" 3 است".

 اعداد اول

از یك ریاضی دان
 
، مهندس و فیزیك دان می خواهند تا بررسی كنند آیا تمام اعداد فرد اولند.
ریاضی دان می گوید:3 اول است ، 5 اول است ،7 اول است ولی 9 اول نیست.پس یك مثال نقض داریم و قضیه درست نیست.
مهندس می گوید: 3 اول است ، 5 اول است ، 7 اول است ، 9 اول است ، 11 اول است.خوب همه ی اعداد فرد اول هستند.
فیزیك دان می گوید: 3 اول است،5 اول است،7 اول است،9 خطای آزمایش است ،11 اول است و خوب با دقتی كه داریم ،
 
می توانیم بگوییم همه ی اعداد فرد اولند.


روزی دانش آموز رشته ریاضی به مرد لبو فروش گفت: آقا یک کیلو لبو بده که دلتاش منهای صفر باشه. لبو فروش کمی فکر کرد و با تعجب گفت: دلتاش منهای صفر باشه یعنی چی؟  دانش آموز گفت: یعنی اینکه ریشه نداشته باشه.

داستان نماز های قضا!

یه نفر میره اون دنیا بهش میگن تو ۴۵۴۷۸.۲۴۵ رکعت نماز قضا داری
یارو میگه ۴۵۴۷۸ درست ،چرا ۲۴۵ هزارم رکعت ؟

میگن شما تعدادی رکعت نماز نخوندی، تعدادی رکعت هم رو به قبله صحیح نه ایستادی که ضرب در cos زاویه انحراف شده و اون عدد بدست اومده :D

 

 





نوع مطلب : تفریحی، 
برچسب ها :




درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : علیرضا سامانی
نظرسنجی
مطالب این وبلاگ رو چطور دیدین؟






جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :